شمشاد

Entries tagged as ‘مادر’

موجودی با ارزش به نام مادر من

می 8, 2008 · یک نظر بنویسید

دکتر مغز و اعصاب گفت مادرم یه لخته ی خون رو رد کرده، لخته ی خونی که می تونست موجب سکته ی مغزی بشه و بعدش خدا میدونه چه عاقبتی در انتظار مادرم بود! وقتی دکتر حرفایی ازین دست رو پشت سر هم ردیف می کرد اشک توی چشمام حلقه زده بود، در ادامه گفت که اگه یه بار دیگه اتفاقی مشابه این بیفته هیچ معلوم نیست که باز هم همه چیز به خوبی و خوشی تموم بشه!

تقریباً هر چند وقت یک باز اتفاقاتی ازین دست تن من یکی که عموماً همراه مامان درین دکتر رفتن ها هستم رو می لرزونه و چه سخت میشه روزگار وقتی باید مادرت رو دلداری بدی، مادری که همیشه مثل کوه پشت تو ایستاده و به موجب فداکاری های بی دریغش همیشه بهش تکیه دادی و تکیه گاه بودن رو بلد نیستی!

در تمام این دنیا حقیقتاً موجودی با ارزش تر از مادرم ندارم؛ پس ای خدایی که میگن جاش توی دلهای شکسته ست، از تو میخوام مادرم رو برای من حفظ کنی و در مقابل این خواسته حاضرم هر چه دارم -که آن هرچه جز جانی که خودت به من ارزانی داشتی نیست- به تو بازگردانم…

دسته‌ها: کلام روز
بر چسب ها: